السيد الطباطبائي

35

نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )

در مقابل ، از ارسطوئيان با عبارت « الباحثين فى المعارف العقليّة من طريق العقل و البرهان » تعبير مىكند . كدام عقل و كدام برهان ؟ - ؟ مجلسى هنوز در آغاز بحث است و به همين پرسش پاسخ مىدهد كه كدام اصطلاح دربار عقل ، صحيح است . و كدام چيز كه برخى آن را عقل مى نامند ، عقل نيست . كاملًا روشن است كه علامه طباطبائى « مصادره به مطلوب » فرموده است و همان عقل را كه مجلسى به زير سؤال برده و آن را نمى پذيرد ، مسلّم گرفته است ، به جاى آن كه بر صحت آن استدلال كند . در برخى از نوشته هايم شرح داده ام كه آن چه در ارسطوئيات به كار نرفته عقل است . در اين جا نيز اشاره مى كنم : اول : آيا عقل چيزى بنام « صادر اول » را مى پذيرد ؟ صدور به هر معنى و با هر تأويل ، تجزى وجود خدا را لازم گرفته است . ( نعوذ بالله ) . در سخن خودشان كه مى گويند : « صَدَر من الله » ، به حرف « مِن » توجه نمى كنند كه به هر معنى و با هر تأويل « تبعيض » را دربر دارد كه عين تجزيه است . دوم : به مفهوم « الواحد لا يصدر منه الّا الواحد » كه شعار خودشان است توجه نمى كنند تا بدانند كه اين سخن منطوقاً و مفهوماً نادرست است و هيچ چيزى از خدا صادر نمى شود نه واحد و نه غير واحد . زيرا به همان دليل كه غير واحد نمى تواند از واحد صادر شود ، واحد نيز به همان دليل صادر نمى شود ، بدون كوچك ترين فرقى . صدور فقط يك فرضىّ خيالى است ، چون ارسطو گمان مى كرده كه مسئله فقط دو صورت دارد و مى گفت : آن شيئ اوليّه كائنات بايد يا از عدم آفريده شود و يا از چيزى كه